همه اشخاص دستکم یکبار در شرایطی که مصداق بارز قانون مورفی است
قرار گرفته اند؛ برای درک درست این قانون این شرایط را در ذهن تصور کنید:
یک قرار کاری بسیار مهم دارید و باید مثلا ساعت ۳ در یکی از محله های شلوغ
شهر حاضر باشید. از نظر خودتان، همه برنامه ریزی ها کامل و درست هستند و بر
اساس آن، تصمیم می گیرید که راس ساعت ۲ از خانه بیرون بروید تا ۵ دقیقه
پیش از شروع جلسه در محل موردنظر باشید.
اما با اینکه همه شرایط کاملا آماده بهنظر می رسد و نقشه ترافیک را هم چک
کرده اید و به خیال خود در ساعت مقرر در محل حضور خواهید داشت، یک اتفاق
ناخواسته همانند تصادف در مسیر روی می دهد. حالا دیگر نه راه پس دارید، نه
راه پیش! و مجبور هستید در وسط اتوبان، پشت ترافیک سنگین و ایست کامل
خودروها به خود و شانس بد خود لعنت بفرستید.
یا مثلا هنگام خروج از پارکینگ متوجه می شوید که ریموت کار نمی کند. یا
تصمیم دارید یک مطلب را سر ساعت معینی در سایت خود پست کنید و دقیقا دو
دقیقه پیش از این کار، اینترنت کلا قطع می شود و هیچ ترفند و
فوت&zwnjzwnj;فنی هم روی آن کارساز نیست. در نهایت مجبور می شوید
کامپیوتر را ریاستارت کرده و دوباره از نو کارهایی که یک بار انجام داده
اید را تکرار کنید. و هزاران مثال مشابه دیگر که بدون شک بیشتر ما در اغلب
مواقع با آن ها مواجه می شویم.
اما ماهیت اصلی این رویدادها چیست و چرا همیشه در بدترین زمان ممکن دست آدم را در حنا می گذارند؟ برای کسب آگاهی در این رابطه که در لحظات سخت و دشوار چگونه رفتار کنیم ادامه مطلب را بخوانید.