انزانی معتقد است که ویژگیهای وراثتی به منظور تحقق و رشد خود نیازمند پیش
زمینه مناسب است که ویژگیهای محیطی به خصوص ارتباط با والدین میتواند
زمینه مناسب را در این موضوع فراهم کند.
عوامل ژنتیکی و محیطی مدتها پیش از تولد شکل میگیرد به طوری که رشد شخصیت
پس از تولد طی دورههای شیرخواری، پیش دبستانی، کودکی میانه و بلوغ مورد
ارزیابی قرار میگیرد اما دوره شیرخوارگی از جهات گوناگونی بیشترین
تاثیر را بر رشد شخصیت فرد در بزرگسالی دارد چراکه در این دوران "دلبستگی"
او با مهم ترین فرد زندگی اش شکل میگیرد و چنانچه این دلبستگی ایمن نباشد
پیامدهای مخرب آن تا آخرین دقایق زندگی باقی می ماند.
این روانشناس طبق تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده، گفت: وابستگی فرد
در دوران نوزادی نسبت به مادر موجب حس امنیت خاطر خواهد شد که این مسئله
نقش موثری در رشد شخصیتی و بروز رفتارهای گوناگون در دوران بزرگسالی
میشود.
انزانی معتقد است که ریشه رفتارهای اضطرابی، افسردگی ،بدبینی، وسواس
و... وابسته به دوران نوزادی است؛ اگر مهارتهای "فرزندپروری" والدین طی
سالهای اولیه منطبق بر اصول باشد در رشد شخصیت اجتماعی و روانی فرد در
دوران بزرگسالی اثر بسیار مثبتی خواهد گذاشت و در تمام مراحل زندگی اعم از
شغل، روابط زناشویی، ارتباط با فرزندان و... آرامش ، نشاط و رضایت مندی را
تجربه میکند .
عوامل متعددی از جمله ساختار خانواده، تربیت والدین، تفاوت جنسی، حضور یا
عدم حضور والدین و مهارت "فرزندپروری" در رشد شخصیت موثر است. "کارل گوستاو
یونگ از نظریه پردازان برجسته و معروف علم شخصیتشناسی، گذشته و آینده
زندگی هر فرد را وابسته به امید و تحول زندگی افراد میداند، او معتقد است
که امیال و امید به زندگی در جهتدهی شخصیت فرد موثر بوده و ساختار شخصیت
مرکب از این سیستمهاست.
این روانشناس گفت: "من" شعور آگاهی یا ضمیر خودآگاه مجموعهای از احساسات،
خاطرات و افکار است که فرد نسبت به آن آگاهی دارد و باعث شناخت ، وحدت و
هویت فرد میشود. هوشیاری فردی، ویژگیها و کیفیتی است که در گذشته شخص به
آن آگاه بوده اما اکنون به دلایل متفاوتی فراموش شده است.
وی در ادامه به تفکیک انواع شخصیت پرداخت و خاطرنشان کرد: "نقاب" نوعی از
شخصیت است که فرد با آن در اجتماع حضور مییابد، در حقیقت شخصیت واقعی توسط
ماسکی شخصیت اجتماعی فرد را تغییر میدهد."سایه" نیز مرکب از مجموعه
غرایز حیوانی است که فرد خواهان رفتارهای خشن و وحشیانه بوده و از اجداد
فرد به ارث میرسد، سایه گرایش به ظهور رفتارهای نامناسب در خودآگاه و
رفتار آدمی است که فرد به وسیله ماسک، آن را در خود پنهان میکند.
این روانشناس" آنیما "و "آنیموس" را نوع دیگری از شخصیت دانست و بیان کرد:
این نوع از شخصیت دو جنسی بودن فرد را مطرح میکند. "خودیابی" نیز از دیگر
انواع شخصیت انسانهاست که معرف کوشش فرد برای رسیدن به یکپارچگی و تعادل
است و یکی از مهمترین صورتهای ازلی است.
به گفته این روانشناس ، تیپهای شخصیتی به دو دسته اصلی "درونگرا" و
"برونگرا" تقسیم میشوند. "برونگرایان" توجه خاصی به امور و یا اشیای خارج
نشان میدهند به طوری که اعمال ارادی آنها صرفاً معلول مناسبات امور و
عوامل بیرونی و نه حاصل ارزیابی ذهنی است. آنها در زمان حال زندگی میکنند،
راحت و روان سخن میگویند، به اعمال، نتیجه آن و جهان محسوس توجه دارند،
علاقهمند به فعالیتها و ورزشهای حرکتی هستند، سریع تصمیم می گیرند و
سریع به آن عمل میکنند، خونگرم و اهل معاشرت هستند، به ورزش های عینی توجه
دارند و ترجیح میدهند گروهی به بازی یا ورزش بپردازند. این درحالیست
که "درونگرایان" غالباً متوجه عوامل درونی و خالص هستند، شرایط و اوضاع
بیرونی را میبینند اما عناصر ذهنی در آنها برتری بیشتری دارد، به احساسات،
اصول، معیارها و افکار خود توجه بیشتری دارند، نگران آینده و به شدت
محافظهکارند، در نوشتار بهتر از گفتار عمل میکنند، به کتاب و بررسی علت و
معلول علاقه دارند، بیشتر زمان خود را صرف طرح نقشه و تجزیه و تحلیل
میکنند، مردم گریزند و به ورزشهای ذهنی توجه ویژهای دارند و ترجیح
میدهند زمان های زیادی را در تنهایی سپری نمایند.

توضیحات تکمیلی:
درونگراها، بر خلاف برونگراها، زمانی که در جمع حضور دارند، انرژی از دست
میدهند. برونگراها، هر زمان احساس کنند که به اندازهی کافی انرژی و
انگیزه ندارند، میتوانند با حضور در جمعها، مهمانیها، حرف زدن با
غریبهها در خیابان و کافی شاپ، تلاش برای دوست شدن با افراد ناشناس در
فیس بوک و شبکههای اجتماعی، دوباره انرژی به دست بیاورند. این در حالی است
که یک فرد درونگرا، ممکن است با خلوت کردن محیط خود، مدتی فکر کردن، کتاب
خواندن و هرگونه فعالیتهای انفرادی (Solo Activities) انرژی به دست
بیاورد.
فرد درونگرا در یک
مهمانی خسته میشود و انرژی از دست میدهد. ترجیح میدهد در جمعی باشد که
قبلاً آنها را بشناسد. اگر در فیس بوک و اینستاگرام و سایر شبکههای
اجتماعی، درخواستهای متعدد دوستی و ایجاد رابطه را ببیند، دچار استرس
میشود. برای پذیرش یا عدم پذیرش هر یک از درخواستها، ساعتها فکر میکند.
با دوستان خود مشورت میکند.
شرودر جونز، به شوخی می نویسد: در مدتی که یک درونگرا دربارهی تایید یا
عدم تایید یک درخواست دوستی در فیس بوک تصمیم میگیرد، یک برونگرا،
رابطهی عاطفی کاملی ساخته و تثبیت کرده و شاید حتی آن را به پایان هم
رسانده باشد!
با توجه به اینکه
«منبع انرژی درونگراها برای تعاملات اجتماعی محدود است»، ممکن است در مقابل
حضور در گروههای اجتماعی مقاومت داشته باشند. درونگراها، گاهی اوقات به
برونگراهایی که اصرار دارند آنها را با خود به مهمانی و پارک و جلسه و کافی
شاپ ببرند، به چشم شکارچیانی نگاه کنند که میخواهند آنها را شکار کرده و
جان (انرژی) آنها را بگیرند. البته به خاطر داشته باشیم که اینکه کسی
درونگرا است به آن معنا نیست که تحت هیچ شرایطی به همراه بودن با دیگران
نیاز و علاقه ندارد.
تنها نکتهای که مهم
است این است که «تعامل اجتماعی برای این افراد، گرانقمیت است» و ترجیح
میدهند این منبع ارزشمند انرژی گرانقیمت را به هر دلیلی و برای هر کسی و
در هر موقعیتی هزینه نکنند.
کسی را به خاطر (یا به جرم!) درونگرا بودن از روابط اجتماعی حداقلی محروم
نکنید. درست است که یک درونگرا حوصلهی احوالپرسی و بحثهای طولانی را
ندارد. اما وقتی چنین فردی وارد جمع میشود، همچنان به او سلام کنید، با
گرمی لبخند بزنید و با لحن برخورد و زبان بدن، این امنیت ذهنی را ایجاد
کنید که این سلام و احوال پرسی کوتاه، قرار نیست به یک گفتگوی طولانی و
خستهکننده منتهی شود. اگر طرف مقابل شما، به گفتگو علاقمند باشد، با این
احساس امنیت، خودش با علاقه و رغبت وارد فضای گفتگو خواهد شد.
تا زمانی که از شما
خواسته نشده، وارد فضای شخصی آنها نشوید. نگذارید انرژی تعامل اجتماعی
آنها، بی دلیل هزینه شود. لازم نیست بپرسید که به دنبال چه کتابی می گردند.
اگر لازم باشد از شما خواهند پرسید. اگر هم میخواهید کمک کنید، همینکه
بگویید: «اگر کمکی لازم بود به من بگو» کافی است. اینکه بالای سر آنها
بایستید و تلاش کنید که یاریشان کنید، بیشتر از ایجاد احساس مثبت، برای
آنها آزاردهنده خواهد بود. حتی اگر هدف شما ایجاد دوستی و رابطه باشد،
احترام گذاشتن به این فضای شخصی و ایجاد امنیت ارتباطی، شانس بیشتری را
برای ورود به فضای امن افراد درونگرا، برای شما ایجاد خواهد کرد.
حالا یک بار دیگر
رفتار روزهای گذشته خود را با افراد درونگرایی که در اطراف شما هستند مرور
کنید. تا چه حد به آنها احساس خوب دادهاید؟ تا چه حد انرژی تعامل اجتماعی
آنها را حرام کردهاید؟ حالا به سراغ دوستان درونگرای خود بروید. آنها را
برای لحظهای کوتاه، بدون اینکه حرف و توضیحی داشته باشید در آغوش بگیرید و
به خاطر داشته باشید که این برونگراها هستند که دوست دارند برای دلیل هر
رفتاری، توضیح بدهند و توضیح بشنوند. درونگراها معنای رفتارهای ما را بدون
کلمات هم میفهمند.