
شما به عنوان یک زن،
تمنای ارتباطهای عاطفی را دارید و این یک شخصیت جاافتاده است که به شما
اجازه میدهد پیوندی عمیق با شوهرتان برقرار کنید، خواهان رابطه جنسی با
او باشید و عشقتان را رشد دهید.
بنابراین اگر زمانی
برسد که دیگر هیچ حسی به همسرتان نداشته باشید، به ضرر سلامت روحی و سلامت
زندگی مشترکتان تمام خواهد شد. وضعیتی که در آن هیچ پیوند عاطفی با
شوهرتان احساس نکنید، میتواند شادی و رضایت زندگیتان را مختل کند.
اگر عادت به ارتباط عاطفی سالم و محکمی با همسرتان داشته باشید، به بیحسی و
کمبود شور و هیجان عاطفی رسیدن میتواند درد و اندوه زیادی برایتان ایجاد
کند. شاید شوهر شما زمانی بسیار به شما توجه میکرده و شما هم عادت داشتید
ساعتها با همسرتان صمیمانه و مهربانانه گفتگو کنید. اما حالا ساعتها طول
میکشد تا جواب پیامتان را بدهد یا گفتگوهایتان فراتر از سه چهار جمله
نمیرود. این کمبودها و تغییرات به زندگی زناشوییتان لطمه میزنند.
این ضعف ارتباط هر چقدر بیشتر طول بکشد، بیشتر احساس خواهید کرد که با هم
اتاقیتان در حال زندگی هستید، نه با همسرتان! در نتیجه، صمیمیت و اطمینان و
شادی و احساس امنیتی که قبلا در کنار همسرتان داشتید دیگر رنگ میبازد.
نشانههای شکاف عاطفی و احساسی