بچههایی که باختن و چگونگیِ مواجهه با آن را در خانه یاد نمیگیرند، اولین شکستِ خارج از محیط خانه، ناامید و ناتوانشان میکند.
دختر دانشجویی را میشناسم که هر ناکامی کوچکی میتواند او را از پا در آورد، از آن کسانی که نمره نوزده میتواند تا مدتها زندگی را به کامشان تلخ کند! کودکیِ این دختر را خوب یادم هست؛ مادرش در همه بازیهای کودکانه او حاضر و مراقب بود، مبادا دخترش بازنده شود. حتی اگر لازم بود به او تقلب میرساند، بچههای دیگر را دعوا میکرد و خلاصه اینکه او هیچوقت اجازه نداشت شکست بخورد. مادر آن دختر حالا عمیقا نگران او، آینده پر از ناکامیهای کوچک و بزرگ و ناتوانیاش برای مقابله با آنهاست.