
تا به حال متوجه شدهاید برخی از مشکلاتی که در روابط میانفردی
یا کاری تجربه میکنید، تکرار میشوند؟ برای مثال کسی که در گذشته بحثهای
ناخوشایندی با همکارانش داشته است، میتواند انتظار داشته باشد که در آینده نیز با
جدلهای مشابهی مواجه شود. صرفنظر از اینکه شاید این جدلها در یک محیط کاری کاملا
متفاوت باشند و موضوع اصلی بحثهای مختلف، یکسان است، آن فرد در ایجاد رابطهی
صحیح با همکارانش مشکل دارد. این فقط یک مثال است، اما بسیاری از ما اشتباهاتمان را تکرار
میکنیم تا اینکه سرانجام احساس ناامیدی میکنیم و فکر میکنیم این اتفاقها به
خاطر شخصیت مشکلدار ماست و کاری از دستمان برنمیآید. در واقع دلیل اینکه
مشکلات خاص تکرار میشوند این است که ما از یک تکنیک حل مسئلهی مؤثر استفاده نمیکنیم.
خوشبختانه با بهکارگیری راهکارهایی که در ادامهی این مطلب به آنها اشاره میکنیم
میتوانید به فردی که مهارت حل مسئله بالایی دارد، تبدیل شوید و در نتیجه مشکلاتی
را که با آنها مواجه میشوید، کاهش دهید. ناتوانایی یا ضعف در
حل مسئله، زندگی شما را تحت تأثیر قرار میدهد میزان خوشحالی و موفقیت ما در زندگی
تا حد زیادی به توانایی ما در حل مسئله بستگی دارد. اگر مشکلات را حل نشده باقی
بگذارید ممکن است به شیوههای زیر ضرر کنید: در تعاملات میانفردی
مشکلات بیشمار، پیچیده و مبهمی وجود دارد. اگر مهارت حل مسئله نداشته باشیم، به
سختی میتوانیم سوءتفاهمها را در ارتباطات از بین ببریم و با اطرافیانمان رابطهی
نزدیکی برقرار کنیم. ما در محیط کار یاد میگیریم از عهدهی انواع مشکلات غیرمنتظره
برآییم. اگر به دنبال راهکارهای جدید نباشیم، عملکرد ما به تدریج ضعیف
خواهد شد و با تجمع مشکلات، احساس ناتوانی خواهیم کرد. ما معمولا فقدان
سلامت ذهنی خود را به تجربههای شخصی ناخوشایند یا عوامل ژنتیکی نسبت میدهیم اما
در واقع ناتوانی در غلبه بر مشکلات زندگی است که به سلامت ذهنی ما آسیب میزند.